شاید در نگاه اول استخدام Personal Stylist یا استایلیست شخصی یک سرویس لوکس به نظر برسد. چیزی که بیشتر برای افراد مشهور، مدیران سطح بالا یا کسانی است که بودجه زیادی برای لباس دارند، اما واقعیت کمی متفاوت است.
کار یک استایلیست شخصی صرفاً انتخاب چند دست لباس شیک یا همراهی شما برای خرید نیست. اگر این کار درست انجام شود، هدف اصلی این است که شما کمتر اشتباه خرید کنید، راحتتر لباس بپوشید و کمدی داشته باشید که با زندگی واقعیتان هماهنگ باشد.
اما آیا برای همه ارزش دارد؟نه لزوماً.
بیایید دقیقتر بررسی کنیم که چه زمانی استخدام Personal Stylist میتواند تصمیم خوبی باشد و چه زمانی احتمالاً نیازی به آن ندارید.
اول باید یک تصور اشتباه را کنار بگذاریم.استایلیست شخصی قرار نیست سلیقه خودش را به شما تحمیل کند یا شما را شبیه شخص دیگری لباس بپوشاند.حداقل یک استایلیست خوب نباید این کار را انجام دهد.
کار او این است که عواملی مثل فرم بدن، رنگ پوست، سن، شغل، سبک زندگی، شخصیت، بودجه و موقعیتهایی که معمولاً در آنها حضور دارید را کنار هم قرار دهد و بر اساس آنها یک سیستم پوشش مناسب برای شما بسازد.
برای مثال، نیازهای یک مدیر ۴۰ ساله که بیشتر هفته در جلسه و مذاکره است با یک برنامهنویس ۲۸ ساله که در یک شرکت تکنولوژی کار میکند یکسان نیست.حتی اگر هر دو دقیقاً بودجه یکسانی برای لباس داشته باشند. Personal Styling از همین تفاوتها شروع میشود.
این موقعیت برای خیلیها آشناست: کمد را باز میکنید. لباس کم ندارید، اما باز احساس میکنید چیزی برای پوشیدن ندارید. مشکل معمولاً تعداد لباسها نیست.مشکل این است که لباسها بهعنوان یک مجموعه خریداری نشدهاند.
یک پیراهن را در سفر خریدهاید، یک شلوار را در حراج، کت را چون بهتنهایی زیبا بوده و کفش را چون آن لحظه از آن خوشتان آمده است. هرکدام ممکن است انتخاب خوبی باشند، اما لزوماً با یکدیگر کار نمیکنند.
یکی از مهمترین وظایف استایلیست شخصی این است که به جای نگاه کردن به هر لباس بهصورت جداگانه، کل کمد را به شکل یک سیستم ببیند. در یک کمد خوب، یک شلوار فقط با یک پیراهن ست نمیشود. باید بتوانید آن را با چند پیراهن، پولوشرت، بافت، کت و کفش مختلف استفاده کنید.
همین موضوع میتواند تعداد استایلهایی که با لباسهای موجودتان میسازید به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
یکی از اصلیترین هزینههای پنهان در کمد لباس، لباسهایی هستند که خریدهایم اما نمیپوشیم. پیراهنی که رنگ خوبی دارد اما فیتش مناسب نیست.
کت گرانی که با سبک زندگی ما هماهنگ نیست.کفشی که زیباست اما تقریباً با هیچکدام از شلوارهایمان ست نمیشود. یا لباسی که هنگام خرید جذاب به نظر رسیده اما بعد از دو بار پوشیدن به انتهای کمد منتقل شده است.
اگر قیمت تمام لباسهایی را که در چند سال گذشته خریدهاید و کمتر از پنج بار پوشیدهاید حساب کنید، ممکن است عدد جالبی به دست بیاید، ارزش یک استایلیست فقط در این نیست که به شما بگوید چه چیزی بخرید.
گاهی مهمتر است که به شما بگوید: چه چیزی نخرید.
نه الزاماً. اتفاقاً یک استراتژی خوب میتواند نتیجه برعکس داشته باشد.
فرض کنید بودجه مشخصی برای ساخت یا تکمیل کمدتان دارید. بدون برنامه ممکن است این بودجه بین تعداد زیادی خرید کوچک تقسیم شود. اما استایلیست میتواند مشخص کند کدام آیتمها واقعاً برای سبک زندگی شما ضروری هستند و کجا ارزش دارد بیشتر هزینه کنید.
ممکن است برای شما داشتن یک کت سرمهای با فیت عالی بسیار کاربردیتر از خرید سه کت ارزانتر باشد.یا شاید اصلاً به کت نیاز زیادی نداشته باشید و بهتر باشد بودجه شما صرف شلوار، کفش و لباسهای Smart Casual شود.
هدف، بیشتر خرید کردن نیست؛ دقیقتر خرید کردن است.
خرید لباس برای بعضی مردها سرگرمکننده است. برای بعضی دیگر، کاملاً برعکس.
چرخیدن بین فروشگاهها، بررسی دهها مدل، پیدا کردن سایز مناسب، مقایسه رنگها و در نهایت تصمیم گرفتن میتواند ساعتها زمان ببرد.این موضوع برای افرادی که برنامه کاری شلوغی دارند اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر مدیر، کارآفرین یا متخصصی باشید که زمان محدودی دارد، ممکن است ارزش زمانی که برای چند خرید ناموفق صرف میکنید از خود قیمت لباس بیشتر باشد. در چنین شرایطی، Personal Stylist بخشی از فرایند انتخاب را برای شما سادهتر میکند.
به جای اینکه از بین صدها گزینه تصمیم بگیرید، از بین چند گزینهای انتخاب میکنید که از قبل متناسب با نیاز شما فیلتر شدهاند.
لباس روی نحوه دیده شدن ما تأثیر میگذارد. این موضوع مخصوصاً در محیطهای حرفهای اهمیت بیشتری دارد. فرض کنید برای اولین بار وارد جلسهای با یک مشتری مهم میشوید. قبل از اینکه فرصت کنید تخصص، تجربه یا توانایی خودتان را توضیح دهید، طرف مقابل شما را دیده است.
قرار نیست لباس جای شخصیت یا توانایی حرفهای شما را بگیرد. اما میتواند با آن هماهنگ باشد یا برعکس، تصویری متفاوت ایجاد کند. برای یک مدیر ممکن است هدف، ایجاد تصویری قابل اعتماد و مقتدر باشد. برای یک کارآفرین حوزه تکنولوژی شاید ظاهر بیش از حد رسمی نتیجه خوبی نداشته باشد و Smart Casual انتخاب مناسبتری باشد.
برای فردی که در صنعت خلاق فعالیت میکند، شخصیت و تفاوت میتواند بخش مهمتری از استایل باشد.
استایلیست باید این سؤال را مطرح کند:
دوست دارید قبل از اینکه شروع به صحبت کنید، ظاهر شما چه چیزی دربارهتان بگوید؟
مثلاً ترفیع گرفتهاید، مدیر شدهاید، کسبوکار خودتان را راهاندازی کردهاید یا وارد صنعتی شدهاید که نوع پوشش متفاوتی دارد.
کمدی که برای زندگی پنج سال قبل شما مناسب بوده ممکن است دیگر پاسخگوی شرایط امروز نباشد.
اگر خرید لباس را مدام عقب میاندازید یا به دلیل کمبود وقت معمولاً سریع و بدون برنامه خرید میکنید، کمک حرفهای میتواند فرایند را بسیار سادهتر کند.
این یکی از واضحترین نشانههاست.
اگر کمدتان پر است اما مرتب همان چند ترکیب همیشگی را میپوشید، احتمالاً مسئله کمبود لباس نیست. ساختار کمد نیاز به اصلاح دارد.
اگر مرتب لباسهایی میخرید که چند ماه بعد متوجه میشوید مناسب شما نبودهاند، داشتن یک استراتژی خرید میتواند جلوی تکرار این چرخه را بگیرد.
کاهش یا افزایش وزن، ورزش جدی یا حتی تغییرات طبیعی بدن با افزایش سن میتواند باعث شود فیتهایی که قبلاً مناسب بودهاند دیگر بهترین انتخاب نباشند.
مدیران، صاحبان کسبوکار، فروشندگان، سخنرانان، مشاوران و افرادی که مرتب با مشتری ملاقات میکنند معمولاً بیشتر از دیگران از یک استایل شخصی منسجم سود میبرند.
واقعیت این است که همه به استایلیست شخصی نیاز ندارند. اگر از استایل خودتان راضی هستید، فرم بدن و رنگهای مناسب خود را میشناسید، از خرید لباس لذت میبرید و کمدتان هم برای موقعیتهای مختلف زندگی پاسخگوست، احتمالاً نیاز زیادی به این سرویس ندارید.
همچنین اگر انتظار دارید استایلیست بدون شناخت شما فقط لیستی از برندهای گرانقیمت پیشنهاد دهد، Personal Styling واقعی احتمالاً چیزی متفاوت از تصور شماست.
هدف این سرویس نباید ساختن یک شخصیت جدید باشد.هدف، بهتر کردن نسخهای است که همین حالا وجود دارد.
خیر. قیمت بالا تضمین نمیکند که یک لباس روی بدن شما خوب دیده شود.
در بسیاری از مواقع، یک لباس ساده با فیت درست بهتر از یک لباس بسیار گران با فیت نامناسب دیده میشود. به همین دلیل اولویت معمولاً باید این ترتیب را داشته باشد:
فیت مناسب، کاربرد، کیفیت، هماهنگی با کمد و سپس برند.
گاهی حتی بهترین تصمیم این است که لباس جدیدی نخرید و فقط بعضی لباسهای فعلی را برای اصلاح نزد خیاط ببرید.
یکی دیگر از تصورات اشتباه این است که استایلیست وارد میشود، چند لباس انتخاب میکند و کار تمام میشود. در حالی که ساخت استایل شخصی بیشتر شبیه طراحی یک سیستم است.
ابتدا باید مشخص شود چه تصویری میخواهید داشته باشید. بعد کمد فعلی بررسی میشود. مشخص میکنیم چه چیزهایی قابل استفاده هستند، چه چیزهایی نیاز به اصلاح دارند و چه چیزهایی واقعاً کم هستند. بعد سراغ خرید میرویم.
در نهایت باید بتوان از لباسهای موجود ترکیبهای مختلف ساخت تا صبحها برای انتخاب لباس نیاز به فکر کردن طولانی نداشته باشید. اگر این فرایند درست انجام شود، بعد از مدتی باید وابستگی شما به استایلیست کمتر شود، نه بیشتر.
چون کمکم یاد میگیرید چه رنگهایی برایتان مناسباند، چه فیتی انتخاب کنید، چه چیزهایی ارزش خرید دارند و چه چیزهایی را حتی اگر مد باشند کنار بگذارید.
پاسخ به این سؤال بیشتر از اینکه به قیمت سرویس بستگی داشته باشد، به مسئلهای بستگی دارد که قرار است حل شود.اگر فقط میخواهید برای یک مهمانی بدانید چه پیراهنی با چه شلواری ست میشود، احتمالاً میتوانید خودتان جواب را پیدا کنید.
اما اگر مرتب برای لباس پوشیدن زمان از دست میدهید، خریدهای اشتباه زیادی دارید، کمدتان انسجام ندارد یا احساس میکنید ظاهر فعلیتان دیگر با جایگاه حرفهای و سبک زندگی شما هماهنگ نیست، کمک گرفتن از یک استایلیست شخصی میتواند ارزشمند باشد.
در نهایت، بهترین نتیجه Personal Styling این نیست که اطرافیان بگویند:چه لباس گرانی پوشیدهای.» حتی لزوماً این نیست که بگویند:
«چقدر خوشتیپ شدی.»
نتیجه بهتر زمانی است که ظاهر شما آنقدر طبیعی و هماهنگ با خودتان باشد که انگار همیشه همینطور لباس میپوشیدهاید. لباسها اندازه شما هستند، رنگها با شما هماهنگاند، برای هر موقعیت چیزی برای پوشیدن دارید و خریدهایتان با هدف مشخصی انجام میشوند.
در چنین شرایطی، Personal Stylist فقط برای شما لباس انتخاب نکرده است.کمک کرده است سبک شخصی خودتان را پیدا کنید.